تعريف نماد آرم نشانه و لوگو
در طول تاريخ از نماد، که نوعي علامت واجد هويت بصري است، به عنوان ابزاري براي ايجاد ارتباط استفاده شده است. تصور بر اين است که انسان پيش از تاريخ با خراش دادن و ايجاد نقش بر ديوار غارهاي آلتاميرا در اسپانيا و لاسکو در فرانسه تلاش داشته تا از اين طريق به ديگران علائم خطر يا آگاهي دهد و يا پيام هاي ديگري را انتقال دهد. باستان شناسان لوازم و ابزارهايي را از يونان باستان يافته اند که بر آنها نقوش و علائم نماديني نقش بسته که احتمالاً معرف خالق آنها بوده است.
بر تابوت هاي مصري نيز نقوش نماديني حکاکي شده است که احتمالاً نشان از هنرمند خالق آن دارد. در جوامع قرون وسطايي بازرگانان و صنعتگران براي مشخص کردن کالاها يا محصولاتشان از علائم و نمادهاي خاصي استفاده مي کردند که شناساگر آنها بود. چاپگران اخر سدة نوزدهم ميلادي نيز که به مهارت ها و استادي خود فاخر بودند، بر روي تمامي چاپنقش هاي خود نمادهايي را به صورت حرف نشانه يا امضاء چاپ مي کردند که معرف حرفه و صنعتگري آنان بود. در آغاز سدة بيستم نيز گاوچرانان آمريکايي براي مشخص کردن مالکيت دام هاي خود از علائم انحصاري استفاده مي کردند. در واقع آنها از نوعي زبان تصويري استفاده مي کردند که سابقة آن به مصريان باستان مي رسد. طي دورة رکود اقتصادي در آمريکا، کارگران دوره گرد، يا در واقع پيشه وراني که بيکار شده بودند، يک نظام ارتباطي تحليلي و کاربردي را ابداع کردند. آنها علائم و نشانه هايي بودند که بر ديوار خانه و ساختمان ها رسم مي کردند و مثلاً گوياي خطراتي بود که کارگران دوره گرد را تهديد مي کرد يعني درست شبيه به روشي که انسان غار نشين از تصاوير خطي استفاده مي کرد. دو دايره و يک خط رابط بين آنها شناساگر باتوم و معرف اين هشدار بود که پليس ناحهي خشن و متخاصم است. اين نشانه به ديگران هشدار مي داد که هر چه زودتر محله را ترک کنيد. رسم چهار خط افقي بر خانه، به اين معنا بود ک اگر در شکستن چوب به مالک خانه کمک کنيد يک وعده غذا به عنوان دستمزد دريافت خواهد کرد. نقوش مخطط، علائم و نشانه هاي روي در و ديوارهاي شهر را مي توان همگي به عنوان تلاشي براي بيان احساسات، ايجاد ارتباط يا تلاشي جهت ابراز وجود دانست.
طراحي نشانة چهار چوب مشکل و بسيار ظريفي دارد و به ناچار طراحي بايد به هنگام طراحي، درک درست و کاملي از چگونگي راه حل مسائل و ريزه کاريهاي اجراي فني و رسامي داشته باشد و بتواند با تسلط از عهدة اداره و ترکيب جزييات ميليمتري و حساس فرمهاي نقش برآيد و موفق به بيان تصويري موجود در محدودة تنگ و مختصر نشانه شود؛ و به صورت ساده اي، همة فکرها و مفاهيمش را بنماياند. از اين بابت است که جا دارد در معرفي بهتر طراحي نشانه کوششهاي فراوان و گوناگوني بشود و نشانه هاي معاصر ايراني از ديدگاه مختلفي مورد مطالعه و پژوهش و نقد و بررسي قرار گيرد و کار در حد جمع آوري و معرفي نمونه هاي منتخب تمام نشود.
در طراحي نشانه به مانند هر کار هنرمندانة ديگر، کوچکترين تغيير در شکل و فرمها به دليل خلاصگي و محدوديت آنها، سبب ايجاد ويژگي ها، فضاها و روحيه هاي جديدي در نقش مي شود و تفاوت هاي متعدد اجراهاي قديم و جديد را بوجود مي آورد. توجه به چنين ظرايفي نه تنها باعث گسترش ارزشها و ابعاد کيفي موضوع مي شود. بلکه ظرايف فني و ريزه کاريهاي هنرمندانه را از محدودة اختصاصي حرفه بيرون آورده در سطح فرهنگ عمومي مطرح مي کند و باعث تعمق بيشتر عمومي مي گردد. سليقه ها را حساس تر مي کند، شناخت را تعالي مي بخشد و محدوديت ديدن مو را تا گستردگي پيچش مو بسط مي دهد و بالاخره رضايت داشتن يک طرح خوب را به عشقي به نقش بدل مي کند که بياني تصويري، انديشه هاي زيبايي را در آن متبلور کرده است.

نوشته شده توسط بابک اکبری در
88/03/17 |