تبليغاتX
راهنمای گرافیک و تبلیغات در ایران
                           

Preflightin يا كنترل نهايي فايل قبل از خروجي دو تعريف عمده دارد :

الف- به فرآيند چك كردن يا كنترل كليه اقلام يا ارژينالهاي فيزيكي يا فايلهاي ديجيتال قبل از گرفتن خروجي Preflighting اطلاق ميشود.
ب- به عمل كنترل سيستماتيك اقلام ورودي (فايلهاي ديجيتال) گفته ميشود بنحوي كه مطمئن شويم اقلام مطابق با مشخصات از پيش تعريف شده ميباشند.در اين پروسه سعي بر آن است تا هر نوع خطا يا اشتباه يا اطلاعات ناقص و اطلاعات غلط كشف شود.

طبق تعريف دوم كه تعريف نسبتا جامعتريست اگر ندانيم فايلمان چه مسيري را بايد طي كند طبعا نميتوانيم آن را درست چك كنيم. نيز انچه مهم است نتيجه Preflight كردن فايل است كه ميتواند منجر به اعلام يكي از خطاهاي زير شود:

1- وجود error يا خطاي ذاتي در فايل مثل low res بودن (رزوليشن پايين) يا RGB بودن و ...
2- يافتن Mistake يا اشتباه سهوي طراح از قبيل در نظر نگرفتن Safty margin براي نوشته ها ي نزديك به لبه برش.
3- Missed information يا اطلاعات قيد نشده در برگه سفارش.
4-Mis information يا اطلاعات متناقض با برگه سفارش.
براي هركدام از موارد 3 و 4 مثالهاي زيادي ميتوان زد.

در تعريف دوم منظور از مشخصات از پيش تعريف شده ( pre-determind specification ) اولا الزامات فني سيستم خاصي است كه پروسه بر آن منطبق است مثل فرمت يا Mode يا رزوليشن و در مرتبه بعد مشخصات قيد شده در برگه سفارش .

تاريخچه Preflighting

Chuck Wager كه از مشاهير صنعت نشر در جهان است اولين بار در سال 1990 در جريان كنفرانسي با عنوان " ارتباطات رنگي" در امريكا از اين اصطلاح به عاريت گرفته شده از صنعت هوافضا استفاده نمود. در هوانوردي اين لغت به معني كنترل نهايي عملكرد كليه تجهيزات پرواز قبل از برخاستن هواپيما از زمين است.
هرچند در صنعت چاپ نيز شايد اهميت اعمال اين كنترلها بر محتواي ديجيتال كمتر نباشد.

سه دليل براي Preflighting

1- هزينه توليد را پايين آورده و از هدر رفتن زمان جلوگيري ميكند.
2- مانع از بهم ريختگي برنامه توليد ميشود.
3- از ايجاد مضرات مادي و غير مادي ناشي از يك توليد بدون كيفيت جلوگيري نموده و ضامن حفظ اعتبار فني مجموعه دست اندر كار پروسه است – شما بهتر ميدانيد بروز مكرر وقفه و پس و پيش شدن زمانبندي چاپ سفارشات يا ايجاد باطله زياد و از دست دادن مكرر زمان براي رسيدن به نسخه قابل تاييد ميتواند يك سازمان چاپ را ورشكسته كند يا حداقل اعتبار آن را با مارك عدم توانايي در بهره گيري از تكنولوژي در اختيارش زير سوال برد.

                             

چه موقع بايد Preflighting را انجام دهيم ؟


كم خطاترين و اصوليترين روش آن است كه در چهار مرحله فايلها كنترل شوند.

1- در مرحله توليد فايلهاي native و توسط خالق اثر . بعنوان مثال طراح بايد كنترل كند كه فايلش چه رزوليشني بايد داشته باشد و يا اينكه RGB يا CMYK (بسته به الزامات سيستم خروجي) باشد و ....

2- در مرحله اتمام طراحي برروي فايلهاي native توسط طراح يا كسي كه وظيفه كنترل فايلهاي native را دارد.

3-برروي فايلهاي مخصوص چاپ (مثل PDF ) باز هم توسط طراح يا كنترل كننده فايلها.
يك نمونه از كترلها در اين مرحله كنترل فونتها ميباشد.

4- در مرحله توليد خروجي توسط ليتوگراف.هرچند در چاپ ديجيتال هم اين كنترل توسط اپراتور دستگاه چاپ ميتواند انجام شود.ولي از آنجا كه درچاپ ديجيتال اغلب ابتدا يك نسخه از كار چاپي بعنوان نمونه منطبق بر كار نهايي ارائه ميشود و نيز جهت رسيدن به ماكزيمم سرعت - از اتمام طراحي تا اتمام چاپ - اغلب اين كنترل انجام نميشود. با اينحال گروهي از خطاها ميتوانند از چشم غير مسلح مخفي بمانند . نتيجه اينكه در چاپ ديجيتال نيز مجموعه اي از عوامل نظير اندازه پيچيدگي و حساسيت و تيراژ كار چاپي و هزينه نمونه گيري و زمان در اعمال اين كنترلها توسط اپراتور و با توافق مشتري دخيل ميباشند.

روشهاي Preflighting


به دو روش دستي و مكانيزه ميتوان Preflighting را انجام داد:

• امتياز روش سيستماتيك سرعت نرم افزارهاي مربوطه است ونيز دقت آنها.
• روش دستي و كنترل فايلهاي native نيز امتيازاتي دارد :

1- جلوي خطا سريعتر گرفته ميشود چراكه بقول معروف كنترلي بهترين است كه as soon as possible باشد.
2- اعتبار فايلهاي native حفظ ميشود.

تجربه نشان ميدهد كه تركيبي از ادغام اين روشها البته با توجه به عامل زمان بهترين نتيجه را منجر ميشود.

ترجمه : مصطفی حسینی

نوشته شده توسط بابک اکبری در 88/02/30 |

پیش‌بینی رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان یک نیاز اساسی برای بازاریابان و فروشندگان است چرا که با تعیین آن کامیاب خواهند شد و در صورت پیش‌بینی نادرست ناکام . اما چگونه می‌توان به این پیش‌بینی، یعنی تعیین نوع رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان دست یافت؟

دانش روانشناسی تا حدودی قادر است نوع رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان را تعیین کند. برپایه این دانش و با کسب آگاهی از نیازها و محرک‌های درونی مصرف‌کنندگان، می‌توان کالایی متناسب با نیازهای آن‌ها تولید و به آن‌ها عرضه کرد.
افزون بر آن کارگزاران تبلیغات با شناسایی و درک سبک و نحوه زندگی بیش‌تر مشتریان در بازار هدف و آگاهی از علایق و انگیزه‌های آن‌ها در مراحل مختلف زندگی، قادر خواهند بود با طراحی و ایجاد تبلیغات متناسب با نیازها و خواسته‌های مصرف‌کنندگان به موفقیت بیش‌تری برای هدف‌های از پیش تعیین شده و پیشبرد فروش دست یابند. در ادامه، متکی بر «نظریه سلسله مراتبی نیازهای مازلو» سعی شده چارچوبی فراهم آید تا بازاریابان در پرتو آن بتوانند رفتار خرید یا نیازهای مشتری را پیش‌بینی کنند. به عبارت دیگر با این نگرش، بازاریابان می‌دانند مشتری در جست‌وجوی چه نوع کالا یا کالاهایی است، چه کالاهایی برای او اهمیت بیش‌تری دارد و چه کالاهایی کم‌اهمیت‌ترند .
پیش‌بینی رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان براساس مدل مازلو
احساس محدودیت همان نیاز است و انسان دارای نیازهای پیچیده‌ای است. آبراهام مازلو، روانشناسی بود که درباره افراد موفق تحقیق و بررسی کرد. وی سلسله مراتب نیازهای انسان را شناسایی و آن را به پنج طبقه اصلی تقسیم کرد. به عقیده مازلو، به محض این که نیازهای مرحله اول انسان برآورده شود، او وارد مرحله دوم و سپس مرحله سوم و همین طور مراحل بعدی می‌شود. در ادامه به طور خلاصه این مراحل و ارتباط آن‌ها با کالاهای مختلف مورد نیاز مصرف‌کنندگان تشریح می‌شود .
مرحله اول: نیازهای جسمانی (physiological needs)
این گونه نیازها، جزو اصلی زندگی انسان هستند نظیر غذا، آب، سرپناه، هوا و خواب. افرادی که در این مرحله هستند، احتمالا پول زیادی ندارند و تامین غذا و سرپناه و اسباب و لوازم اولیه زندگی باید از اولویت‌های اصلی آن‌ها باشد، بنابراین آن‌ها محصولات ارزان‌تری را خریداری خواهند کرد حتی اگر از کیفیت خیلی خوبی برخوردار نباشند، چرا که آن‌ها قادر به خرید محصولاتی با کیفیت بهتر نیستند. این افراد به هر آنچه که منجر به صرفه‌جویی در هزینه و پس‌انداز پول آن‌ها شود گرایش می‌یابند .
مرحله دوم: نیاز به امنیت (Safty needs)
نظیر احساس امنیت و آرامش خاطری که شما در خانه خود احساس می‌کنید، احساس امنیت مالی یا داشتن روابط مطمئن با دوستان و اعضای خانواده .
مصرف‌کنندگان در مرحله دوم نیاز دارند احساس کنند که در زمان حال و آینده در امنیت و آرامش خاطر خواهند بود. آن‌ها تمایل به خرید محصولاتی خواهند داشت که به کمک آن‌ها احساس آرامش و اطمینان بیش‌تری کنند مثل صندوق‌های پس‌انداز و بازنشستگی، بیمه، نصب دزدگیر برای اتومبیل و منزل، کلاس‌های‌آموزش دفاع شخصی، اسلحه و …
مرحله سوم: نیاز به محبت و تعلق (love and Belonging needs)
نظیر روش‌هایی که فرد برای پذیرش در گروه مورد نظرش برمی‌گزیند، روابطی که فرد با دوستان و خانواده‌اش دارد و همچنین علاقه‌ای که دیگران نسبت به او دارند .
مورد قبول واقع شدن در این مرحله بسیار حائز اهمیت است. هر کسی دوست دارد با سایر افراد تناسب داشته باشد و هیچ‌کس نمی‌خواهد که برچسب بیگانه، غیرعادی یا عجیب و غریب بخورد. افراد در این مرحله از زندگی سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است از هنجارها و نرم‌های جاری در اجتماع پیروی می‌کنند، بنابراین بیش‌تر مورد قبول همنوعان و هم‌ردیفان خود قرار می‌گیرند. مرحله ‌سوم همچنین مرحله‌ای است که در آن افراد دوست دارند با سایرین باشند. بسیاری از افراد دوست ندارند برای همیشه تنها بمانند و به همین دلیل به سمت چیزهایی جلب می‌شود که آن‌ها را نزد دیگران و خصوصا جنس مخالف جذاب‌تر جلوه دهد .

         

افراد در مرحله ‌سوم کالاهای ویژه‌ای نظیر محصولاتی با نام تجاری معتبر، لباس‌های متناسبی که به آن‌ها کمک می‌کند تا بیش‌تر با سایرین منطبق شوند و مورد پذیرش آن‌ها قرار بگیرند، عطریات، لوازم آرایشی و وسایل و کالاهای لوکس و زینتی خریداری می‌کنند .
مرحله چهارم: نیاز به احترام (Esteem needs)
این مرحله شامل نیاز به عزت نفس، احترام گذاشتن و مورد احترام واقع شدن، داشتن اقتدار و همچنین نیاز به حس ارزشمند بودن است. همین که به مرحله چهارم برسیم، این آمادگی را خواهیم داشت که بهتر مراقب خودمان باشیم. فردیت برای افرادی که در این مرحله هستند بسیار حایز اهمیت است. به دلیل آن‌که آن‌ها با خودشان احساس خشنودی می‌کنند و یک حس احترام به خود و عزت نفس خوبی دارند و تمایل ندارند که شبیه هیچ‌کس دیگری باشند. این افراد لباس‌های مرتب و منظمی می‌پوشند تا تحسین خود و سایرین را برانگیزند. با تحسین دیگران شاد می‌شوند، اما با انتقاد دیگران کم‌تر می‌رنجند. مصرف‌کنندگانی که در این مرحله قرار دارند، خواستار آنند که دیگران به آن‌ها احترام بگذارند، به آن‌ها نگاه کنند و برایشان ارزش قایل شوند. افرادی که در مرحله چهارم قرار دارند، برخی از کالاها و خدمات زیر را به دلایلی که به آن اشاره شد خریداری خواهند کرد :
) فعالیت‌ها، وسایل، تجهیزات و مواد غذایی سالم برای این‌که سالم‌تر باشند .
) کتاب‌هایی که به آن‌ها کمک می‌کنند تا رییس خودشان باشند چرا که خواهان داشتن قدرت و کنترل شرایط هستند .
) انجام سرمایه‌گذاری‌ها و داشتن حساب‌های بانکی .
) لباس، ماشین و به طور کلی هر چیز گران‌قیمتی که به آن‌ها این قدرت را بدهد که نسبت به دیگران احساس برتری کنند .
مرحله پنجم: نیاز به خودیابی و کمال (Self Actualization needs)
در این مرحله فرد احساس می‌کند به هر آنچه ممکن بود بتواند دست یابد، رسیده است. اگر کسی به این مرحله برسد، به شدت طرفدار و خواستار صلح، دانش و کمال خواهد بود .
این آخرین مرحله است و متاسفانه بسیاری از مردم ممکن است هرگز در طول زندگی خود به این مرحله از زندگی نرسند. با وجود این افرادی که به مرحله پنجم می‌رسند، با خودشان و نوع زندگی‌ای که داشته‌اند احساس خشنودی می‌کنند. آن‌ها چیزهایی خریداری می‌کنند که به آن‌ها احساس لذت و شادمانی می‌دهد و همچنین چیزهایی می‌خرند که به دیگران نیز احساس لذت و شادمانی بدهد .

در برخورد با افراد مختلف چه باید کرد؟
به پرسش اصلی بازگردیم. پرسش اصلی این بود که چطور از این پارادایم - شناخت نیازها و درک سلسله مراتبی بودن آن - برای آگاهی از آنچه در سر مشتریان می‌گذرد استفاده کنیم؟ برای درک این موضوع، بهتر است خود را جای مشتری بگذارید و به این بیندیشید که اگر شما به عنوان مشتری خواهان کالا یا خدمت مورد نظر بودید، چطور فکر کرده و چگونه عمل می‌کردید. به طور مثال اگر خود را در جای مشتری بالقوه یک باشگاه بدنسازی قرار دهید چه چیزهایی انگیزه لازم را برای مراجعه و عضویت در این باشگاه به شما می‌دهد؟
هنگام بررسی برای عضویت در این باشگاه، توجه به هر یک از نکات زیر ممکن است انگیزه لازم را به شما بدهد .
انجام تمرین‌های بدنسازی تا چه حدودی روی تغذیه و سلامت جسمی و روانی شما تاثیر می‌گذارد؟
داشتن آمادگی جسمانی تا چه حد توانایی شما را برای تامین امنیت خود در جامعه و دفاع شخصی افزایش می‌دهد؟
تناسب اندام تا چه حد بر جایگاه شما در جامعه و پذیرش در گروه‌های مختلف تاثیر می‌گذارد؟
چقدر تناسب اندام و آمادگی جسمانی بر نوع تفکر و طرز تلقی شما از خودتان تاثیر می‌گذارد؟
تا چه میزان داشتن تناسب اندام روی خودباوری شما اثر می‌گذارد؟
بیش‌تر مشتریان در ضمیر ناخودآگاه خود این پرسش‌ها را از خود می‌پرسند، بدون آن‌که آگاهانه در موردشان فکر کنند. بنابراین اگر آگاهانه به این پرسش‌ها پاسخ دهید، می‌توانید به بینش و آگاهی لازم از فرآیند‌ی دست یابید که مشتریان هنگام خرید کالا یا خدمت در ذهن خود پردازش می‌کنند و در نهایت به آن‌ها انگیزه لازم را برای خرید محصول می‌دهد. شناخت این فرآیند به شما کمک می‌کند تا روش‌هایی را به طور مشخص تعریف کنید که به وسیله آن‌ها می‌شود توجه مشتریان را به محصول یا خدمت خود معطوف کرده و آن‌ها را ترغیب به خرید کرد .
در صورتی که هنگام برنامه‌ریزی برای انجام فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی برای محصول خود به پرسش‌هایی نظیر آنچه پیش از این مطرح شد توجه کرده و پاسخ دهید، آن‌گاه شما یک مزیت بازاریابی قابل لمس خواهید داشت، چرا که توانسته‌اید به پرسش‌هایی که در ضمیر ناخودآگاه مشتریان مطرح می‌شود پاسخ مناسب بدهید

نوشته: دکتر فاطمه احسان

نوشته شده توسط بابک اکبری در 88/02/30 |

این مطلب میتواند کمک بسیاری در انتخاب رنگها در طراحی های گرافیک و تبلیغات شما داشته باشد .

      

● تعریف رنگ
در سال ۱۶۶۶، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست. آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.
● تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است. رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.
روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

               

در این روش:
▪ از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
▪ از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
▪ از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
▪ از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
▪ از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.
اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.
● روان‌شناسی رنگ‌های مختلف
▪ روان‌شناسی رنگ سیاه
ـ سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.
ـ سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
ـ رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
ـ در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
ـ رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.
▪ روان‌شناسی رنگ سفید
ـ رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
ـ رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
ـ رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.
▪ روان‌شناسی رنگ قرمز
ـ رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
ـ رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
ـ رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
ـ رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.
▪ روان‌شناسی رنگ آبی
ـ آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
ـ رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
ـ رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
ـ رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.
ـ رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.
ـ رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.
▪ روان‌شناسی رنگ سبز
ـ رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
ـ رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
ـ پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
ـ رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.
ـ از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.
ـ رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.
▪ روان‌شناسی رنگ زرد
ـ رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
ـ رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.
ـ رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.
ـ رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.
ـ چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.
▪ روان‌شناسی رنگ ارغوانی
ـ رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
ـ رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
ـ رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.
▪ روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای
ـ رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.
ـ رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
ـ رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.
ـ رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.
▪ روان‌شناسی رنگ نارنجی
ـ رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.
ـ رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.
ـ رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.
▪ روان‌شناسی رنگ صورتی
ـ رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
ـ رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.
ـ با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شد

نوشته شده توسط بابک اکبری در 88/02/30 |